قسمت دوم مصاحبه با دكتر مسعودي
امروزه وجود سايه تكنولوژي بر سر جامعه خبري و به خصوص عكاسي خبري باعث ايجاد فضاي جديدي در فتوژورناليسم شده است. اين تغيير را حتي شركتهاي بزرگ دوربينسازي به جامعه عكاسان ديكته كردهاند؛ به عنوان مثال دوربينهاي كامپكت با كيفيت بسيار بالا و دوربينهاي SLR خانگي و ارزانقيمت از آن نمونه است. از ديدگاه شما عكاسان خبري و ارباب رسانه با اين پديده بايد چه برخوردي داشته باشند؟ به عنوان مثال در مسابقه اسكي جهاني بوكه تماشاگران در طول مسير اسكيبازان به كمك تكنولوژي لحظه به لحظه تصاوير ناب و زيبا تهيه كرده بودند، در صورتي كه عكاسان حرفهاي در فضاي محدود مجبور به كار بودند و خبرگزاريها و سايتها درصد زيادي از عكسهاي عكاسان غيرحرفهاي استفاده كردند.
فتوژورناليسم درواقع همان كاركردي را دارد كه براي انتقال معني اتفاق ميافتد و يكي از نابترين شيوههاي ارتباطي عكس است. تمام تأثيراتي كه روزنامهنگاري ميتواند داشته باشد يك عكس هم دارد. امروزه عكس با نظام چند رسانهاي سر و كار پيدا كرده است. واقعيتهاي نوين نقش فتوژورناليسم را تغيير خواهد داد. ترديدي نيست اما نياز يافتن خبر و انتقال آن دگرگون نميشود و نياز به ديد و چشم تيزبين عكاس همچنان باقي است.
ولي امروزه تعريف مخاطب عوض شده، من قبلاً در روزنامه مطلب مينوشتم اگر كسي ميخواست جواب بدهد يا نظري بدهد نامه مينوشت و دو هفته بعد به دست من ميرسيد و روز بعد جواب آن را ميدادم اما
در حال حاضر اينگونه نيست الان مطلب مينويسيد، در سايت قرار ميدهيد و بلافاصله نظر خوانندگان و مخاطبان خود را دريافت ميكنيد، تعريف مخاطب عوض شده درمورد مثال مسابقه اسكي كه گفتيد فناوريهاي نوين فرقي براي شما و مردم عادي ديگر قائل نيست آنها وبلاگ دارند و شما وبسايت از لحاظ ثبت و انتقال خبر فرقي نداريد فقط در مورد مخاطب و اعتبار مطالب شما به عنوان سايت روزنامه ولي آنها به عنوان وبلاگ شخصي با هم تفاوت داريد. ديگر انحصار عكاسان حرفهاي شكسته شده و اين بد هم نيست. عكاسان خبري بايد در شكار لحظهها از آماتورها پيشي بگيرند و اين رقابت كيفيت محصولات خبري را بالاتر ميبرد.
عملكرد عكاسان خبري و خبرگزاريها و ارباب رسانه را در مورد اتفاقات بعد از انتخابات به عنوان يك فضاي ويژه خبري چگونه ارزيابي ميكنيد و فعاليت حرفهاي عكاسان خبري را چطور ديديد؟
با توجه به اتفاق نادري كه در انتخابات افتاد يعني رأي چهل ميليوني و انتخابات آرام و خوب، همه منتظر ادامه آرامش در انتخابات بوديم مثل هميشه. يكباره با مسائلي روبهرو شديم كه اصلاً آمادگي آن را نداشتيم و ناهماهنگي و عدم آمادگي مشكلاتي را درست كرد. اين محدوديتها باعث شد كه عكاسان خبري ما نتوانستند به وظيفه حرفهاي خودشان عمل كنند. در آمريكا بعد از 11 سپتامبر رئيسجمهور قانون پاتريوت (ميهنپرستي) را تصويب ميكند كه با اين قانون تمام امكانات ارتباطي شهروند آمريكايي را كنترل و هر چيزي را بخواهند سانسور ميكنند كه البته هنوز هم اين قانون ادامه دارد. ما با اين شرايط اصلاً موافق نيستيم. محدوديتهاي قانوني اعمال شود امنيت برقرار ميشود ولي از طرفي اگر اطلاعرساني درست انجام نشود مخاطبان فهيم و آگاه و جوياي حقيقت اخبار درست و كامل را از كجا دريافت كنند، رسانههاي بيگانه؟ اين هم خطر دارد. ما بايد اطلاعرساني را انجام بدهيم كه بخشي از اين اطلاعرساني تصويري است و اين وظيفه عكاسان خودمان است.
يك سؤال مهم كه در آخر از شما ميخواستم بپرسم اين است كه آيا علت اين ناملايمات و بيتوجهيها و عدم شكلگيري يك صنف مقتدر و مدافع حقوق عكاسان خبري اين نيست كه ما هنوز اين رشته مهم را به رسميت نميشناسيم؟ آيا در ايران و در دانشگاههاي ما رشته عكاسي خبري تدريس ميشود؟
در ايران رشته عكاسي خبري تدريس نميشود و ما اساساً كارشناس عكاسي خبري و فتوژورناليسم نداريم. البته عكاسي خبري بايد رشته دانشگاهي شود. فضاي آكادميك ما يك فضاي باز و آماده است براي اينكه هرچه سريعتر دوستان بيايند و گروهي تشكيل و سرفصلهاي فتوژورناليسم تدوين شود. خوشبختانه وزارت علوم آمادگي دارد و ما ميتوانيم شروع كنيم، گرچه دير شده شايد اين گفتوگو سرآغازي بر اين كار باشد كه انشاءالله به زودي بخشي از اين نابساماني حرفه بسيار مهم كه هم هنري و هم فني است را حل كنيم بخش آموزش بايد حل شود و بخش ديگري كه شكلگيري تشكلهاي صنفي است - كه همكاران زيادي هم داريم - اميدواريم زودتر سامان بگيرد.





